تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - من امروز ده سال قبل

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

من امروز ده سال قبل
اگر به ده سال قبل بر می گشتم از راه رفتن های بی دغدغه ام در خیابون شریعتی بیشتر لذت می بردم. بیشتر پشت ویترین کتاب فروشی دارینوش به کتاب ها خیره میشدم.
 اگر می دونستم 10 سال بعد قراره روزی 10 ساعت پشت میز کار باشم و 6 ساعت از این کلاس به اون کلاس برم که شاید بتونم قدری از هزینه هام جلوتر باشم، از راه رفتن های بی دلیلم بیشتر لذت می بردم. تنها بودنم رو غنیمت می شمردم، بیشتر فیلم می دیدم، بیشتر آهنگ های خوب گوش می کردم، چون می دونستم ده سال بعد قراره گرفتار روزمرگی های زندگی بشم. بیشتر می خندیدم، بلند بلند، چون می دونستم ده سال بعد قراره شب های زیادی روی پشت بوم خونه راه برم و دنبال دلیل برای خندیدن بگردم. لذت می بردم از ورزش کردنم، از سالم بودنم، از اهل هیچ فرقه ای نبودنم، چون می دونستم ده سال بعد قراره به هر بهونه ای دنبال سیگار بگردم و هربار به خودم بگم که اینبار آخرین باره. به خودم کمتر سخت می گرفتم و فکر نمی کردم که نمره دانشگاه مهمترین مساله زندگیمه، چون ده سال بعد قرار بود بشه کمترین مساله زندگیم. با عاشق شدن ها و فارق شدن های گاه و بی گاهم صفا می کردم، بیشتر آدم های دور و برم رو دوست می داشتم، چون دیگه می فهمیدم که دلتنگی برای کسی که نیست یعنی چی ! شاید اگر تجربه الانم رو ده سال پیش داشتم، دست مادرم رو بیشتر می بوسیدم، به صورت پدرم بیشتر نگاه می کردم، بیشتر به کسایی که داشتمشون می گفتم که دوسشون دارم ...