تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - من امروز ،10سال قبل

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

من امروز ،10سال قبل
درود بر خوبان 
من تا امروز با زمانم با تجربه زندگی کردم و امروز شادم شاد شاد 
اگر ده سال پیش چنین تجربه امروز را داشتم ،خیلی جوانتر بودم ،و تجربه من به این که زمان و لحظه لحظه میگذرد زیباتر میبینم .میدانید چرا؟ لطفا تا انتها بخوانید 
و چرای من را متوجه بشوید من نه سخنگو هستم و نه روانشناس ولی یه حس خوبی بابت زمانم دارم که به شما عزیزان ایرانی خواهم گفت :
تجربه نشانم داد خوب را خوب ببینم و هر زمانی بدی به سراغم اید از خودم بپرسم که چرا بد به سراغم میاید و یاد گرفتم به کسی یا از کسی شکایت نکنم شکوه از خود داشته باشم چرا به حرمت ادم زنده بی احترامی کردم که الان باید خدای خودم توسط مردم سرزنش بشود . از خدایم خجالت زده میشوم و منتظر حد و مجازات کار بدم هستم از کسی انتظار کمک ندارم و نخواهم به دادم برسن چون فهمیدم که خودم کردم باید خودم مجازاتش را بکشم .
اگر ده سال قبل همچین فکری داشتم خیلی بهتر زندگی میکردم .
در قلعه کوه میروم میبینم ما انسانها در مقابل دنیا هیچیم حتی دیده نمیشویم چرا برای اینکه هیچیم با هیچ میپیچیم ؟ زمان و لحظه تلخ و شیرنی از خودم دور کنم؟ خدای منان به من زیبایی هایی نشان داده ولی من دارم از گل خوشبو فقط به کود زیر گل نگاه میکنم و بوی بد کود را حس میکنم در صورتی که به بوی کود نباید اهمیت بدم و به بوی گل باید فکر کنم و حسش کنم .
راستش را بخواهید از گنجشک دم منزلم یاد مگرفتم برای دنیا ارزش خاصی قائل نشوم . خیلی دنیا کوچک و عمرم هیچ است .چرا باید حرص مال دنیا خورد و چرا باید کاری کنیم مردم ازاری و ستیز و ستم را پیگیری کنیم که ارامش را از دست بدهیم؟ 
این چیزیست که ده سال پیش نمیفهمیدم ولی الان خیلی عوض شدم و میدانم باید به انسانها احترام گذاشت از بدی ها دور شد و شادی را به خانه خود بیاورم که مریضی به سراغ خانواده ام نیاید که درمانش کنم و زمان خوبم را به بد مبتلی کنم؟
ببخشید خیلی حرف زدم و جمله نویسیم هم ضعیف است 
درود بیکران بر خوبان