تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - پیله

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

پیله
به نام خدا 
در این دنیای بزرگ احساس کرم کوچکی را داشتم که تازه داشت پیله ای از ابریشم را اطراف خود می کشید 
اما تنیدن پیله کار سختی نبود تصمیم گیری های بعد از ان بود که کار را دشوار می کرد.
ماندن یا نماندن! 

باید انتخاب می کردم که در پیله ی کوچک خود تنها بمانم و با مرگ رو به رو شوم
یا این که از پیله ی خود بیرون بروم و دنیا را با همه ی زشتی ها و زیبا یی هایش ببینم و سرانجام با الهه ی مرگ دیدار کنم 
می توانستم در خانه ی کوچک و ابریشمی خود به دور از هر خطری زندگی کنم و همچنین می توانستم بال هایم راباز کنم 
و به دنیایی جدید پا بگذارم.
می توانستم طمع شهد گل ها را زیر زبانم احساس کنم انتخاب کنم گلی را که می خواهم و همچنین می توانستم
در پیله ی خود کز کنم و دنیای اطرافم را نادیده بگیرم 
مانع بزرگ بین من و دنیای اطرافم یک دیوار ابریشمی نبود نه اشتباه نکن!!!
این مانع بزرگ دیواری از ترس بود .
ترس پا گذاشتن به دنیایی تازه ،
و من اگر به ده سال پیش باز می گشتم ای مانع را می شکستم.