تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - شخصیتم رو نجات می دم

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

شخصیتم رو نجات می دم
حس بی عرضگی خیلی بده!
وقتی اومد داخل و تند تند شروع کرد به حرف زدن، نباید دست و پامو گم می کردم. این دقیقا همون چیزی بود که اون می خواست. میخواست که فکر نکنم، که بتونم به خواستش عمل کنم.

اسم صاحب دفتر رو از روی تابلو خونده بود، باید وقتی از خودش عجله نشون داد، هول نمی شدم و با مدیر تماس می گرفتم. با یک اسم خالی که دلیل نمی شه طرف دوست و آشنای مدیر باشه.
اون طرفتر طلافروشی ای نبود، برفرض هم که بود، دلیل نمی شه من فکر کنم راست می گه. هر کی اومد گفت که من از طلافروشی اون طرفتر از دفتر شما هستم که من نباید بیمه نامه مردم رو بدم دستش که بره باهاش پول از کسی بگیره.
معتاد بود، می خواست زود به مدارک و بعد پول و بعد موادش برسه. تند تند حرف می زد با هیجان و عجله. با حرکاتش فکرم رو راحت ازم گرفت. آخه به محض اینکه از دفتر خارج شد، فکرم تازه کار کرد و شصتم خبردار شد که چه اشتباهی کردم و چه کلاه بزرگی سرم رفته و توی چه دردسری افتادم.
خدا رو شکر که بعد از مدت کوتاهی دستگیر شد و همه چی برگشت، اما من میخوام برگردم اشتباهاتم رو اصلاح کنم که شخصیت خودم رو نجات بدم.
حس بی عرضگی خیلی بده !!!!!