تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - کنترل + زِد

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

کنترل + زِد
اولش فکر میکنی خیلی چیزا هست که می تونه تغییر کنه و سرنوشتم رو از اینی که الان هست بهتر کنه. حجمه ای از خاطرات میاد تو ذهنم؛ همه تصمیم هام، همه انتخاب هام، حرفهایی که زدم، جاهایی که رفتم، و خیلی چیزای دیگه، حتی کارهایی که نکردم و الان پشیمونم.

زندگیمو ورانداز میکنم. همه اشتباهام حتی اونایی که تو پستوهای ذهنم قایم کرده بودم بیرون میکشم و بهشون خیره می شم. دونه دونه تغییرشون می دم و هِی تصمیم های درست تر رو جایگزین اشتباهات قبلیم می کنم. حالا دیگه:
تو دانشگاه اون درس رو نمی افتم.
فرد بهتری رو واسه رئیس جمهوری انتخاب می کنم.
دوران دانشجویی بیشتر کار میکنم تا زودتر یک کامپیوتر برای خودم بخرم که پروژه های کلاسیم رو بتونم انجام بدم و نمرشو از دست ندم.
جوری که الان بلدم دنبال کار و درآمد می رم.
و ....
حالا وقتش میشه که لَم بدم و حس خوب رضایت از زندگی رو هورت بکشم. اما این لذت آدم رو یاد غذاهای " زی زی گولو آسی پاسی دراکولا تابه تا" میندازه؛ یک عالم غذاهای دلخواه و لذیذ که هر چی میخوری به سلولهات نمی رسه و سیر نمیشی، چون فقط خیاله.
ولی انگار خیلی لازم بود که این نگاه رو به گذشتم داشته باشم. حالا که برگشتم به الان توی اتاقم و پشت میز کارم، وقتی به دور و برم نگاه می کنم می بینم اگر چه این همه اشتباه داشتم اما الان تقریبا همون جایی هستم که 10 سال پیش بهش فکر می کردم و دوست داشتم، و همون چیزهایی رو دارم که اون موقع آرزوشو داشتم. در واقع بزرگترین اشتباه من فقط یک چیز خیلی مهم بود. " اتلاف وقت" . همون چیزی که الان خیلی بهش نیاز دارم و کمبودش رو حس میکنم.
حالا، که شاید 10 سال گذشتهُ زندگی آیندم باشه، باید کاری کنم که دیگه هیچ وقت نیاز نباشه برگردم و اصلاحش کنم. دیگه قدر لحظه هام و توانایی هام رو می دونم و با برنامه ریزی رو به جلو می رم، همانطور که به افق خیره شده ام....