تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - مرثیه ای برای ای کاش ها

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

مرثیه ای برای ای کاش ها
من را باش که آمدم اینجا مطلب دوستم را بخوانم و حالا خود دست به قلم شده ام و می نویسم. راستش همین عنوان «من امروز، ده سال قبل» چنان پرتم کرد به ده سال پیش و چنان تصاویر مثل یک فیلمِ رویِ دور تند از برابرم گذشت که آن وقت بود که آرزو کردم کاش 10 سال پیش بود، که کاش هم الان یک ساعت، فقط شصت دقیقه زمان می ایستاد 
و من دوان دوان یک چیزهایی را، یک کارهایی را، یک جاهایی را تغییر می دادم و یک سری افراد را هم با همین پاک کن پاک می کردم از صفحه ام. شاید حتی دستم می رسید به فرمان سرنوشت و می چرخاندمش خلاف این سمتی که حالا بعد از 26 سال که از خدا عمر گرفته ام و مدرک ارشد به دست دارم، پشیمانم از رشته و مسیر تحصیلی که انتخاب کرده ام. من امروز هفت سال پیش اگر می توانستم انتخاب درست تری می داشتم. در همین افکار غرق بودم که زنگ ناگهانی در از این دنیا می کند مرا و پرتابم می کند وسط یک محیط سرد و جلوی یک قاب جهان نما، چه جهانی اما... سریالی پخش می کند انگار و پایین قاب نوشته قسمت اول و وسط صفحه تیتراژ می رود و فیلم آغاز می شود با صدای شیون و زاری، مراسم تشییع جنازه است.... باز صدای زنگ در آمد... ای وای چه به من آمده که امروز همه اش در مه غرق ام انگار و گیج در هپروت، سریع از جایم بلند شدم و خیز برداشتم به سمت در که در را باز کنم اما انگار دیر رسیدم. نه من آدم 10 سال پیش نیستم، چه رویای بچه گانه ای است ساعت زمان، فرمان سرنوشت. آه که انسان است و رویا و هزاران کاش کاش گفتن. کاش مثل شاملوی شاعر من هم می توانستم بگویم:
من رویاهایم را زندگی می کنم...