تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - همه عمر دیر رسیدیم !

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

همه عمر دیر رسیدیم !
اون موقع ها باسه خودم بروبیایی داشتم کلی تحویلم می گرفتن و کلی بهم می رسیدن اونقدر که همیشه فکر می کردم بهترینم بدون این که حتی یک قدم از خودم جلوتر ببینم ولی کاشکی می دیدم کاش !حس برتری یه حسیه که هر کسی با هر سلیقه و اعتقادی دوست داره تو زندگیش حتی کوتاه اونو تجربه کنه ، این برتری به آدم پر وبال میده .

سال 84 میگم اون موقع شده بودم عزیز دل خیلیا ، بهم لبخند میزدن، دور و نزدیک دوستم داشتن آره خیلی دوسم داشتن این دوست داشته شدنه شده بود باسم بهترین حس دنیا ولی :( به یکباره کاخ آرزوهام فر ریخت آرزوهایی که همیشه فکر می کردم بهشون رسیدم و کلی پزشونو به همه می دادم اما زمونه بهم ثابت کرد خیلی بی رحمه به قول بازیگر پرحاشیه سینما بدیه روزگاره ! یا به قول یه بازیگره دیگه این نظام روزگاره ، یعنی این روزگاره دایی ، نزنی میزننت ! به یه چشم هم زدن ده سال گذشت!
سال94:سلام چگونه میشود دنیای خوبی داشت؟
کوچیک بزرگ شد ، بزرگ کوچیک شد ، ارزون گرون شد ، گرون ارزون شد ، چپ راست شد، راست چپ شد ، ارزش ناارزش شد، ناارزش ارزش شد ، سالم خراب شد ، خراب سالم شد ، هنجار ناهنجار شد ، ناهنجار هنجار شد، پایین رفته بالا ، بالا رفت پایین ، دزده صالح شد، صالح دزد شد ! زشت زیبا شد ، زیبا زشت شد!
خیلی سخته این که یهو چشمات باز کنی ببینی همه چی عوض شده ده سال گذشته و کلی چیز عوض شده باشه!
اگه به ده سال پیش برمیگشتم اگه برمیگشتم خیلی زودتر از این ها اراده می کردم و کوله بارم رو جمع می کردم و مقصدی برای خودم تو این هستی بر می گزیدم جایی که هنوز بشه بهش امیدوار بود ، جایی که دوست داشتن و محبت بشه از رو چشم همدیگه تشخیص دادو هنوز مهم باشه این حس ، جایی که حس غریبی بهت دست نده، جایی که بشه یه نفس عمیق کشید بدون دردو ناراحتی جایی باشه که اگه سال 1404 ازم پرسیدن اگه به ده سال گذشته برگردی چیکا می کنی فقط لبخند و لبخند و لبخند بزنم !