تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - وقت مصاحبه

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

وقت مصاحبه
خب تا منتظر تماسم واستون میگم. الان تقریبا یک سالی میشه که از سر خستگی اخرشبی انگشتم خورد روی "سفر به ده سال قبل" تو یه سایتی که اتفاقی رو موبایلم باز شده بود و پریدم به سال 84.

چند ساعت اول گیج و بهت زده بودم و نمیدونستم چی شده. بعد از اینکه فهمیدم چه اشتباهی کردم -اون روزا به چشم اشتباه می دیدم ولی الان پشیمون نیستم- چند روزی گریه کردم. خوشبختانه این فقط مغز و خاطراتم بود که برگشته بود به ده سال قبل نه جسمم برای همین میتونستم راحت زندگی کنم -البته همین موضوع اون روزای اول واسم عذاب بود چون کسی باور نمیکرد از ده سال اینده برگشته باشم. ولی بعد دیدم همینم واسم یه نکته ی مثبته! اون هفته های اول سرگرمیم پیش بینی آینده بود! از نتیجه ی امتحانات دور و بریا و وضع آب و هوا و بلایای طبیعی گرفته تا نتیجه ی انتخابات و مسابقات بین المللی! 
یه روز که یه کتاب هری پاتر دست همکلاسیم دیدم به سرم زد منم داستان علمی تخیلی بنویسم. از نظر خودم حقایقی که امروز از آینده میگفت و از نظر بقیه داستان های جذاب! خلاصه این شد که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! هری پاتری که همیشه ازش بدم میومد شد جرقه ای برای نقطه پرشم. از تلفن های همراه بدون دکمه و اینترنت های پرسرعت پر قطعی و جنگ و صلح ها می نوشتم و هیچکس باور نمیکرد! از انواع مد لباس و ماشین های آخرین سیستم و خریدهای آنلاین می نوشتم و مردم از قدرت تخیلم حیرت زده می شدن. راستش رو بخواین یه جاهایی هم داستانم واقعا تخیلی بود اما کی میدونه شاید تو این یه سالی که من از آینده جا موندم همین اتفاقات هم افتاده باشه.
ولی توی این یکسال هزینه ی زیادی رو هم برای ویراستاری حرفهام پرداخت کردم. ما آینده ایا تو سرعت دنیا از درست نوشتن جا می مونیم.
ببخشید میگن همون ناشر انگلیسی که منتظر تماسشون بودم پشت خط ان. راستش این روزا کتابام حسابی تو ایران طرفدار پیدا کرده و دیگه دارم با ناشرای خارجی درباره ترجمه و فروش کتابام صحبت میکنم. 
با اجازه اتون...