تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - حسرت بی بازگشت...

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

حسرت بی بازگشت...
برای تو مینویسم ای کودک یازده ساله...!
کودکانه هایت را بردار و بیا...

کودکانه های بی دغدغه ات را روی شانه های نحیفت بگذار و به اینجا، ده سال بعد بیاور که به آنها سخت محتاج میشوی..
تلاش نکن برای بزرگ شدن ، ببین همه حسرت روزهای زیبایت رامیخورند.
اگر بعنوان جوانی بیست و یک ساله ماشین زمان مرا به ده سال قبل باز میگرداند دیگر پاهای کوچکم را در کفش بزرگترها نمیگذاشتم،دیگر هیچ تلاشی برای بزرگ شدن نمیکردم.
زمان با سرعت برق گذشت و بزرگ شدم،دیدم،تجربه کردم،
آموختم بزرگ شدن آنچه که میپنداشتم نبود.!
کاش ماشین زمانی بود و مرا به ده سال پیش بازمیگرداند تا هیچوقت کفش بند دار نمیخریدم، قدر لحظه لحظه زندگی ام را میدانستم.
کاش برمیگشتم و آرزوهایم را دنبال میکردم تا زندگی ام به روزمرگی دچار نمیشد...!
خدایا اگر مرا بازگردانی غصه گم کردن مدادم را و کوچک شدن پاک کنم را نمیخوردم،پاک کنی که سالها بعد آرزوی داشتنش را برای پاک کردن اشتباهاتم به گور میبردم.دیگر میدانم آنقدر چیزهای باارزشی در زندگی ام هستند و از دست میروند که گم شدن مدادپاک کن هایم اصلا به چشم نمی آید.
اما حالا هر روز حسرت میکشم که ای کاش صدتا مداد داشتم که گم میشدند تا رفع بلای گم شدنم در این دنیای پر ازدحام میشد.
اگر باز میگشتم دوربینم را همیشه برگردن نازکم می انداختم که گذر زمان را به تصویر بکشم تا به یاد بیاورم آن همه مهری که بین همه درجریان بود و راحت از آن گذر کردیم.
لعنت به دنیای امروز ...!
دنیایی که مهری در قلب کسی دیده نمیشود،مهری که سالهاست در گوشه ی دل هایمان دفن شده.
اگر باز میگشتم تمام تلاشم را میکردم و به همه میگفتم به دنیای امروز مان که پر شده از هیاهوی تکنولوژی های بی احساس دل نبندید که تنها میشوید.همه جا را دوستی های مصنوعی پرکرده است و دیگر کاری از من برنمی آید!!
کاش ظرف زمان در دستان کوچکم بود و باز میگشتم.همهن سالهایی که بزرگترین دردم قهر کردن خواهرم بود نه حالا که دل بستم و برای همیشه تنها شدم.
کاش دل نمی بستم...!!!