تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - شمارش معکوس

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

شمارش معکوس
بیست دقیقه تا بسته شدن درب ماشین زمان ، جا نمانید عجله کنید داریم میریم ، (با یک حرکت سریع مترویی پریدیم تو) تکنیکی، دیگه ، تو مترو تهران یاد گرفتم ما اینیم دیگه . خیلی خوب حالا میرود 10 سال قبل ، 10 سال قبل چه خبر بود سال 84 بود .آره انقدر هول بودم که نفهمیدم چرا سوار این ماشین شدم ؟ چکار می خواستم بکنم !؟ 
انقدر تو صفهای مختلف ایستادیم عادت شده !دهه شصتیم دیگه ! کجا بودیم ... آ سال 84 اول جریانات مهم رو یک بار دوره کنیم ببینیم کدوم رو می شه عوض کرد . چه چیزایی داشتیم ؟ سال آخر دانشگاه بود - انتخابات را داشتیم - انجمن علمی دانشگاه رو درست کردیم - تیم روباتیک .. یکی از دوستان خوبم شکست عشقی خورده بود - زلزله بم ؟! نه یک سال عقب تر بود خوب یک سال بیشتر میرفتی عقب این کی رو بیشتر ازهمه دوست داشتم کاری برای عوض کردنش بکنم . می بینی هرچی به ما آدما می دهند بازهم بیشتر می خواهیم ، روحیه عجیبی داریم . فکر کنم همین قدر رو هم رسیدگی کنیم دنیا زیر و رو می شود . خوب سال آخر دانشگاه که خوب بود چیزی رو از دست ندادم ، بریم بعدی - انتخابات ؟.. 10 سال قبل و بعد ندارد این مورد در حیطه کاری ما نیست . چیکاره ایم ما !؟ چه انتظاراتی دارید !! خوب بریم سر صحنه عشق دوستم:! ( این یکی رو میشه درست کرد دیگه خدایی میشه) آه خسته شدم تاکسی نبود پیاده اومدیم ؛آره همینجا بود دختر مورد علاقش رو به من نشان داد . نگفته بودن پخش زندست خودمم میبینم « این دختر بدرد تو نمی خوره ، خانواده شما فرهنگی پدر و مادرت معلم این دختره باباش بازاری اونم از نوع طلا فروش همین الان موبایل و یک پراید زیر پاش داره - تو چی داری آخه ( تو معنی عشق رو نمی فهمی عاشق شدی می بینیم تو چی کار می کنی) باشه!!» دد بیا نه آقا خر ما از کرگی دم نداشت نخواستیم چیزی رو عوض کنیم . این ماشین چطوری بر می گردد ؟ اصلا بر میگردد؟ یا یکطرفه است . کسی نیست ؟ دفترچه راهنمایی ، چیزی . نه اینجا گیر کردیم ؟! حالا باید بشینیم 10 سال عمرمان رو هم تماشا کنیم ... نه بابا چه وضعی شد چقدر گرمه ؟ کولر رو کی خاموش کرد ؟(بیدار شدم) بخیر گذشت خواب بود؛ ! دیگه سوار اینجور چیزا نمی شوم . ههه یعنی زیاد شام نمی خورم .
بخندین دنیا همینه دیگه هرچیزی رو هم عوض کنیم بازهم یک اتفاق تازه می افتد. هرکاری می تونید همین حالا انجام بدهید . گفتم حالا ،گذشت - الان در آینده هستم . 
خیلی فلسفی و یخ شد داستان نه ؟
هههه!! 
از یک جایی دیگه