تبلیغات
مسابقه وبلاگی من امروز٬ ۱۰سال قبل - باید دخترکم را عوض کنم

شما اگر به ۱۰ سال قبل برگردید، چیکار می‌کنید؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

درب‌های ماشین زمانی بسته شد

سوم شهریور ماه 1394 راس ساعت 18:00 درب‌های #ماشین_زمان میهن‌بلاگ بسته شد و تمامی مطالب ارسال شده از سوی کاربران عزیز به داورهای محترم تحویل داده شد. داورها پس از بررسی‌های خود نتایج را اعلام خواهند کرد که متعاقبا اعلام می‌شوند. به مانند همیشه از همراهی شما همراهان همیشگی سپاسگذاریم و امیدواریم بتوانیم با ارائه خدمات بهتر، سرویس‌دهنده وبلاگ مناسب و شایسته‌ای برای شما باشیم.

اطلاعات تکمیلی را در صفحه مسابقه مشاهده کنید

باید دخترکم را عوض کنم
نمی دانم چرا هرگاه می خواهم به کودکی ام فکر کنم فقط یک حس را بیاد می اورم ...غریبگی!نمی دانم چرا اما تمام دوران کودکی ام همیشه احساس بیگانگی می کردم.

نه اینکه شادی نبود نه! لحظات شادی بسیار بودند اما حتی در نهایت شادی هم گاهی احساس می کردم اگر نبودم شاید شاد تر بودند.
کودکی برای من شروع تمام ترس ها و ضعف هایم بود اگر ماشین زمانی بود که مرا میبرد به 3650روز پیش به خود کودکم یاد میدادم که مرد تر باشد یادش میدادم قانون شکنی همیشه هم بد نیس صدای فریادو سرزنش های مادر گاهی خیلی هم شیرین است به کودکم یاد می دادم نگران دوست شدن با غریبه ها نباشد به او می گفتم که خندیدن دیگران به کارهایت انقدر هم بدنیست احتیاجی نیس مدام قبل هرکاری از مسخره شدن بترسی جلوی کودکم را می گرفتم تا ان روز ان نقاشی را به معلمش نشان ندهد و مظلومانه به خنده هایش نگاه نکند تا وقتی بزرگ شد همیشه از نشان دادن کارهایش به دیگران بترسد به کودک نشان میدادم می تواند مثل همه ی بچه های دیگر بدود زخمی شود شلوار پاره کند و نگران این نباشد که ممکن است مادرش دعوایش کند .اگرمی توانستم دخترکی 7 ساله با عقلی 17 ساله باشم شاید می توانستم خود خودم را عوض کنم تا ده سال بعد وقتی در اینه نگاه می کنم دختری را نبینم که از ترس مورد تمسخر واقع شدن مغازه رفتن برایش بزرگترین هراس است دختری که هنوز هم نقاشی می کند اما می ترسد نقاشی هایش را به کسی نشان دهد دختری که از ارتباط برقرار کردن با همسن و سال هایش عاجز است دخترکی که هیچ اعتماد به نفسی ندارد.
شاید ادم بهتری می شدم اگر ماشین زمانی بود ....
البته اگر ماشین زمانی واقعا در اختیار داشتم ترجیح میدادم به دوسال قبل برگردم و جای اینکه خودم را عوض کنم جلو ان فاجعه را می گرفتم